در مسیر رشد فردی و ساختن یک زندگی رضایتبخش، بعضی ویژگیهای شخصیتی میتوانند هم موتور حرکت ما باشند و هم ترمز پیشرفتمان. کمالگرایی یکی از همین ویژگیهاست.
موضوعی که اگر درست شناخته نشود، بهجای رشد، ما را وارد چرخهای از فشار، فرسودگی و نارضایتی میکند.
کمالگرایی را میتوان از یک منظر مهم، در دو بخش بررسی کرد:
کمالگرایی واقعگرایانه (مثبت) و کمالگرایی غیرواقعگرایانه (منفی).
کمالگرایی واقعگرایانه (مثبت) چیست؟
کمالگرایی واقعگرایانه، نگاهی بالغ و آگاهانه به پیشرفت است. در این نوع کمالگرایی، فرد به دنبال بهترین نسخه ممکن از خود است، نه نسخهای بینقص و غیرانسانی.
این نوع کمالگرایی معمولاً اثرات مثبتی دارد و باعث افزایش عملکرد، رشد پایدار و رضایت درونی میشود.
الگوهای اصلی در کمالگرایی مثبت
افرادی که کمالگرایی مثبت دارند، معمولاً سه الگوی مهم را در خود تقویت میکنند:
۱. انگیزه درونی
آنها دلیل تلاششان را میدانند و وابسته به تأیید دیگران نیستند.
۲. کیفیتمحوری آگاهانه
کار را با دقت و کیفیت انجام میدهند، اما خودشان را فرسوده نمیکنند.
۳. تلاش مستمر و انعطافپذیر
پیوستگی در تلاش دارند، بدون اینکه در برابر سختیها متوقف شوند.
نشانههای کمالگرایی واقعگرایانه
کمالگرایی مثبت، خودش را در رفتارهای زیر نشان میدهد:
توانایی انطباق با تغییرات به دلیل درک درست از موقعیت
تحمل اشتباهات و پذیرش ضعفهای انسانی
پذیرش شرایط غیرقابل کنترل و رها کردن کنترلگری افراطی
این افراد میدانند که رشد، بدون اشتباه ممکن نیست.
کمالگرایی غیرواقعگرایانه (منفی) چیست؟
کمالگرایی منفی یک سبک شخصیتی فرساینده است. در این حالت، فرد بهدنبال بیعیب بودن است، نه بهتر شدن.
استانداردها غیرواقعیاند و اهداف آنقدر بلندپروازانه تعریف میشوند که عملاً دستنیافتنی هستند.
نتیجه این مسیر اغلب چیزی نیست جز اضطراب، افسردگی، احساس بیکفایتی و نارضایتی دائمی.
آتلوفوبیا؛ ترس از کامل نبودن
آتلوفوبیا نوعی اختلال اضطرابی است که با ترس شدید از نقصها شناخته میشود.
افراد مبتلا به این حالت، از هرگونه اشتباه یا ناتمام بودن میترسند و تلاش میکنند در تمام جنبههای زندگی بینقص باشند؛ تلاشی که معمولاً آنها را خستهتر و ناامیدتر میکند.
نشانههای رفتاری کمالگرایی منفی
اگر چند مورد از نشانههای زیر را در خود میبینید، احتمالاً با کمالگرایی تخریبی روبهرو هستید:
اعتمادبهنفس پایین
احساس بیارزشی با وجود تلاش زیاد
فرسودگی ذهنی یا جسمی
تنش در روابط
پوچ به نظر رسیدن دستاوردها
تغییر مداوم و نامفهوم اهداف
تعلل و خودخرابکاری
عدم تعادل در زندگی
شناخت این نشانهها، اولین قدم برای تغییر است.
پیامدهای روانی کمالگرایی منفی
کمالگرایی منفی معمولاً پیامدهای زیر را بهدنبال دارد:
کاهش بهرهوری
افزایش آسیبپذیری روانی
اضطراب و افسردگی
روابط متشنج
ناتوانی در حضور در لحظه
توجه افراطی به جزئیات
ریشههای شکلگیری کمالگرایی منفی
این نوع کمالگرایی معمولاً از ترکیب چند عامل شکل میگیرد:
شیوههای نادرست فرزندپروری
فشارهای آموزشی
ویژگیهای تیپ شخصیتی
راهکارهای مقابله با افکار کمالگرایانه منفی
برای عبور از این چرخه فرساینده، میتوان این راهکارها را تمرین کرد:
پذیرفتن اینکه «خوب بودن» به اندازه کافی خوب است
مدیریت صدای انتقادی درونی
گرفتن بازخورد از افراد قابل اعتماد
به چالش کشیدن افکار منفی
تمرکز بر تصویر بزرگ بهجای غرق شدن در جزئیات
یادآوری موفقیتها
الگو گرفتن از افراد موفق غیرکمالگرا
مسئولیتپذیری آگاهانه
تکنیکهای تغییر نگرش کمالگرایانه
برای تغییر ذهنیت، تمرین این تکنیکها مؤثر است:
تعیین اهداف واقعبینانه
تقسیم اهداف بزرگ به قدمهای کوچک
تمرین مهربانی با خود
کاهش مقایسه با دیگران
پذیرش ناقص بودن
شرکت در فعالیتهایی که نتیجهمحور نیستند
تمرین ذهنآگاهی و آرامسازی ذهن
عادتهایی که کمالگرایی منفی را به رشد سالم تبدیل میکنند
همدلی با خود و دیگران
تشویق بهجای سرزنش
خودارزیابی آگاهانه
شهامت پذیرش ناکامل بودن
چرا عملگرا نیستیم؟
سه عامل مهم مانع عملگرایی میشوند:
کمالگرایی افراطی
کمبود اعتمادبهنفس
اهمالکاری
تفاوت عملگرایی با پرکار بودن
عملگرایی بهمعنای شلوغ بودن یا فعالیت زیاد نیست.
عملگرا بودن یعنی اقدام آگاهانه، هدفمند و متعهدانه، نه صرفاً درگیر کار بودن.
جمعبندی: کمالگرایی هوشمندانه، نه افراطی
کمالگرایی زمانی مخرب میشود که فقط بخواهیم دیگران را راضی نگه داریم.
بهتر است بهجای کمالگرایی افراطی، معیارهای سختگیرانه اما هوشمندانه داشته باشیم.
سعی کنیم بهترین نسخه ممکن از کار و زندگیمان را ارائه دهیم؛
طوری که هم خودمان از مسیر لذت ببریم و هم دیگران.
این یک تلنگر است؛
جای کمالگرایی افراطی را با رشد آگاهانه عوض کنیم.
